روناک پرنده مهاجر

خرید بک لینک
من هیچ کدام از قرارهامان را فراموش نکرده ام زیبا.من از یاد نبرده ام زمانی مرا فرشته ای آمده از بهشت میدیدی.من از یاد نبرده ام یگانه ام میخوانی.زیبا حالا من.از یاد تو رفته ام.نازنینم قبول کن پیام آور خوبی نبوده ای برای رسالت عاشقی.تو نامهریانی.آن قدر ک من از خواندن شعرهای عاشقانه بیزار گشته ام.از رموز سلوک.از معرفت هفت شهر عشق.زیبا اگر تمام پیامبران شبیه تو بودند دین داری چیزی مضحک میشد.هیچ کس خدایی این چنین نامهربان را نمی پرستد.زیبا.راهمان را جدا کرده ای باید این را بیاموزم.چ قد دشوار است ب زبانی بیگانه با دل سخن گفتن.زیبا کجای زندگی تیره میشود اگر گاهی ب من لبخند بزنی.اگر نوازش کردن را بیاموزی چیزی از خدایی ات کم نمیشود.نگار من.تو هنوز فرمانروای ملک منی.میدانم زیبا.هیچ بتی بر قربانی خود رحم نمیکند ک تو بر ماکنی روناک پرنده مهاجر...

ما را در سایت روناک پرنده مهاجر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: مریم زرگان بازدید: 217 تاريخ: دوشنبه 29 تير 1394 ساعت: 22:56

زیبا.قلبم بیعانه کدام معامله ی ناکرده میان من و توست،چ چیز ب من سپرده ای ک هستی ام بهای آن است.غیر از خاطره های حزن انگیز من از تو چ در چنته دارم زیبا.میدانم.نازنینم.میدانم از حریم قرمز گذشته ام.میدانم گلایه در قابوس تو جرمی نا بخشو دنی است.ولی زیبا دل من طاقت از کف داده.من در این دوری رنگ باخته ام.غرق شده ام در این هور .خیالت چون جذر و مد دریا مرا بالا و پایین میبرد.کاش فانوسم میشدی زیبا.تا راه را گم نکنم.در من شوری کهنه هر لحظه تو را ارزو میکند.من ب لبخندهایت نیازمندم.من بی تو خاموشم و گمنام.ساده نیست زیبا.تاب این همه دل دادگی ساده نیست.نخواه غوغای دلم را ب تو نگویم.بی همگان ب سر شود.بی تو ب سر نمیشود.داغ تو دارد این دلم.جای دگر نمیشود روناک پرنده مهاجر...

ما را در سایت روناک پرنده مهاجر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: مریم زرگان بازدید: 179 تاريخ: دوشنبه 29 تير 1394 ساعت: 20:19

زیبا نه من ب سراغ زندگی میروم.نه زندگی یادی از این خسته میکند.،در دوزخ نبودنت.تنم هرلحظه ب گناهی ندانسته،داغ میبیند.سرم پر از هق هق فروخورده است ،پر ازنیاز ب بودنت.زیبا.تو گمشده ام شده ای.دلیلی پنهان برای نبودن خنده بر لبهایم ،بوی نا میدهد شبهایم.من بعد از تو نمیدانم چ هستم.گره ای کور شده ام ک هرلحظه گم میشوم در لابلای خاطرات تو.زیبا.با چ کسی میشود از تو سخن گفت .وقتی کسی دردم را نمیفهمد.من اسیر شده ام در این دوری.زندانی دیوارهای ندیدنت.دلم میخواهد جیغ بکشم شاید خدا صدایم را بشنود.شاید قاصدی دلتنگی ام را ب گوشت برساند.زیبا ما در جبری زشت گرفتار آمده ایم.من مسافری شده ام ک نه میتوانم بازگردم نه ب جلو بروم.فقل شده است پاهایم در این نبودن. روناک پرنده مهاجر...

ما را در سایت روناک پرنده مهاجر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: مریم زرگان بازدید: 145 تاريخ: دوشنبه 29 تير 1394 ساعت: 17:48

زیبا هر قدر ک دعاکنم.تو تکه ای از روزگارم نمیشوی.من تو را از دستداده ام.تو را میان یکعالمه خودخواهی و لج بازی روزگار از دست داده ام.زیبا.زندگی چ بازی بدی با دل ما کرده است.کاش میفهمیدم لبخند هایمان کجای زندگی را برای دیگران تنگ کرد ک نخواستند سهم یکدیگر باشیم.زیبا.این روزها خیلی درمانده ام.نبودنت.رمز حیات را از خاطرم برده است.،ب یاد نمیاورم روزگاری چ قدر خوشبختبوده ام.و تو چ آسان روشنم میکردی و پربار زیبا اسیر شده ام .من در این روزهای سخت نبودنت.اسیر شده ام.زندانی ثانیه ها.زندانی تو.زندانی غرورت.کاش اینجا بودی زیبا.کاش هوای نفس کشیدنم را ب بودنت تازه میکردی.ولی نیستی و منپای رفتن دیگر ندارم.خسته ام.ب اندازه های تمام ثانیه های نبودنت خسته ام زیبا روناک پرنده مهاجر...

ما را در سایت روناک پرنده مهاجر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: مریم زرگان بازدید: 322 تاريخ: يکشنبه 28 تير 1394 ساعت: 16:52

سلامم را ک پاسخ نمیدهی.زندگی ام از رونق می افتد..هیاهوی روزها خاموش میشودگرد مرگ مینشیندبر لبهایم.،زیبا.تو همیشه برای من مثل یک شاخه نرگس میمانی.مثل بک ابر باران زا.پر بهانه ام میکنی.دلتنگی تمام داشته ی من از خواستن توست.تو تمام فکرمی.همه ی اندیشه ام.اگر شعری میگویم ب خاطر توست.باورم کن.تا دوباره قدم بردا رم زیبا من زمین گیر شده ام درخیال تو.درعطش بوسیدنت. روناک پرنده مهاجر...

ما را در سایت روناک پرنده مهاجر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: مریم زرگان بازدید: 175 تاريخ: دوشنبه 22 تير 1394 ساعت: 2:20

رفتن.بهانه میخواهد زیبا.و ماندن دلیل./تو بگو زیبا باید بمانم یا بروم.همیشه میگفتی بغض ک میکنم یعنی بمان.اما این روزها بغض نمیکنی.فریاد میزنی.و من ب دلم میگویم بهانه تازه نخواه.چمدان باز نشده باید دوباره بسته شود.،زیبا.چرا قسمت ما از این قصه عاشقانه تنها سردی بوسه ی وداع است.چرا همیشه تنهایم.چرا هیچ وقت نمیفهمم کجای روزهای هاشور خورده ات مرا جای داده ای.،فریادهایت دستهایم را برای عاشقی دوبا ه بسته است.مثل رهگذری بی مقصد میمانم.ک شب گردی میکند.آمدی و من تنهات.ر شدم زیبا.آمدی و پرده ی اشک دیدگانم را هرروز میشویند،،زیبا من از این همه بهانه ی رفتن ب تنگ آمده ام.من هرچ فریاد میزنم.بی صداتر میشوم.کاش این اشکها.برای شادی دیدا رت ب سراغم میامدند زیبا.دارم گلایه میکنم زیبا.دل م مکدر است از این همه بی مهری،کاش لبخندت را دوباره ببینم روناک پرنده مهاجر...

ما را در سایت روناک پرنده مهاجر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: مریم زرگان بازدید: 183 تاريخ: پنجشنبه 18 تير 1394 ساعت: 22:16

پرنده.ب ازاد ی زیباست ومن ب عاشق تو بودن.صدایت.زمزمه ی باران. است در.لحطه ی بوسیدن زمین.و چشمانت.آسمان.همیشه.آبی.تو مثل رنگین کمان میمانی از پشت ابرهای هراس و بی کسی من آمده ای.برای تداعی زیبایی.ات.نمیشود از کوه غافل ماند چرا ک غرورت چون قله های سهند سرت را همیشه افراشته میکند.تو مثل چنار همیشه سبزی.مثل سرو همیشه پابرجا.تو مثل لانه ی یک گنجشک همیشه امنی.و مثل یک دشت پر از شقایق همیشه زیبایی روناک پرنده مهاجر...

ما را در سایت روناک پرنده مهاجر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: مریم زرگان بازدید: 209 تاريخ: سه شنبه 16 تير 1394 ساعت: 16:59

زیبا ترانهی دوست داشتنم.از خیالت رفته است،مرا تنها گذاشته ای.خشونت صدایت.مثل بادهای پاییزی روحم را از امید عریان میکند،ومن میهراسم از چشمانت ک دیگر مهربان نیستند،کاش گریه علاج این بغض فروخورده.بود.این.آخر دلدادگی هامان.نباید.باشد.پایان.دوست.داشتنت.،تمام شعرهایم دلتنگ تو.أندومن وعده ی بوسه ات رااز یاد نبرده ام.پاهایم روی زمین.سغت.نیست.ودلم.برای.عاشقی.عجیب.لنگ.میزند..زمین ب داشتنت زیباست.وتنها.خداست.ک.راز.دستهایت.را.میداند روناک پرنده مهاجر...

ما را در سایت روناک پرنده مهاجر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: مریم زرگان بازدید: 202 تاريخ: سه شنبه 16 تير 1394 ساعت: 16:46

هوای دلم هنوز بارانی است،دیدن باران حتی از پشت پنجره ی بسته هم زیباست.ودیدن تو حتی از این فاصله دور./گاهی فکر میکنم آن قدر نزدیکی ک اشاره ای کوچک برای نوازشت کتفی است .وگاهی آن قدر دور ک وهم برم میدارد شاید خیالی بیش نبوده ای.،زیبا کجایی ک زندگیم را معطر کنی.من ب خواب دیدم ک درخت یاسی برایم در باغچه کاشته ای.ولی هر چ در اطراف راجست و جو میکنم زمین اشارتی از حضورت ب من نمیدهد.زیبا کلافه ام.دلم آغوشیصمیمی می خواهد.دلم آبی تنت را میخواهد.میدانی زیبا من هر سبز شدنی را مژده آمدنت میدانم ولی روزها آن قدر خاکستری هستند ک چشم هایم ب تاریکی دارد عادت میکند و هیچ چیز بدتر از آن نیست ک ب چیزهای بد عادت کنی و بی قراری قرار تو با زندگی شود زیبا روناک پرنده مهاجر...

ما را در سایت روناک پرنده مهاجر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: مریم زرگان بازدید: 191 تاريخ: پنجشنبه 11 تير 1394 ساعت: 23:22

این روزها جای خالی تو را با هیچ چیز پر نمیکنم.،شوخی ک نیست زیبا جهانی چشم ب راه توست.چشم ب راه زیبایی.چشم ب راه آرامشت.از راه ک می رسی پونه ها عطر افشانی می کنند و پیچک ها دخترکانی لوس میشوند ک از سر و کول پنجره ها بالا میروند تا ب چشم تو بیایند و تو نوازش کنی برگ هاشان را. خدا را شکر ک شناختمت زیبا.بدون دانستن معجزه ی بودنت.دنیا چ جای کسل کننده ای بود.تو راز آفرینش هستی.معمای خلقت زمین.تو حوایی دیگری ک گناه هیچ سیبی را نمیتوان ب گردن تو انداخت.در قدم های تو رانده شدن بی معناست.تو تمام بهشتی هستی ک وعده داده شده. روناک پرنده مهاجر...

ما را در سایت روناک پرنده مهاجر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: مریم زرگان بازدید: 146 تاريخ: چهارشنبه 10 تير 1394 ساعت: 17:10

صفحه بندی